سینما به روایت فراستی!اگر قرار بود فراستی فیلم بسازد: قیصر: داستان فیلم دربارۀ خرسی غیرتی است که عسلش (کوزۀ عسلش البته) مورد تهاجم برادران آبمنگل قرار گرفته. در سکانسی، خرس داخل یک حمام عمومی میشود و چنان میغرد که بسیاری از افراد حاضر در حمام موهای تنشان میریزد و جویی از مو در حمام راه میافتد. خرس با دندانهای تیزش تمامی برادران آبمنگل را در همان حمام شرحه شرحه میکند. جدایی نادر از سیمین: داستان فیلم دربارۀ مرد جوانی است که از پدرش نگهداری میکند و نقش پدرش را همان خرس گریزلی ایفا میکند. مرد جوان به قدری درگیر روابط عاطفی با پدر خود است. در سکانسی تراژیک، بازیگر نقش اصلی پدرش را، که همان خرس است، به حمام میبرد و او را میشوید و رو به همسرش میگوید: «این نمیدونه که خرسِ منه، اما من که میدونم این خرسِ منه!» و در همین صحنه خرس اشاره میکند که: «اونجا رو هم لیف بکش.» دربارۀ بِری: این فیلم قبلاً دربارۀ الی بود که به بری (Bear) تغییر یافته است. داستان فیلم دربارۀ جماعتی از خرسهای گریزلی است که به ویلایی در شمال میروند و پانتومیم بازی میکند، اما در سکانسی حماسی، خرس به خرسهای دیگر حمله و